مهدى مهريزى وهادى ربانى

26

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

. . . مجال شبهه و تشكيك در وجوب تحويل سلطنت جائرهء غاصبه از نحوهء اولى [ استبداد ] به نحوهء ثانيه [ مشروطه ] با معذوريت از يد از آن باقى نخواهد بود . . . پس حقيقت تحويل و تبديل سلطنت جائره ، عبارت از قصر و تحديد استيلاء جورى و ردع از آن دو ظلم و غصب زايد [ غصب حقّ و ظلم به خداوند و مردم ] خواهد بود . « 1 » نائينى چنين مىانديشد كه سلطنت‌هاى استبدادى ، علاوه بر غصب مقام امامت و ظلم به ناحيهء مقدّسهء امام عصر ( عج ) ، به دليل دو ظلم و غصب ديگر ، يعنى عدم اجراى شريعت و « ظلم به ساحت اقدس احديت » و نيز ، ظلم بر بندگان ، دچار استبداد و ظلم مضاعف هستند . و هر چند نمىتوان به دليل ماهيت دورهء غيبت ، نظامى عارى از هر سه وجه از ظلم و غصب را انتظار داشت ، امّا مىتوان و بايد در تعديل دو ظلم و غصب اخير تقلّا كرد . و اين تقلّا در كاهش ظلم در دورهء غيبت ، از ديدگاه پيروان مكتب شيخ انصارى ، وجوب شرعى دارد و وظيفه‌اى دينى است . « 2 » برخى از عبارات نائينى از آن روى نقل شد تا بر پيوند نائينى و آخوند و بسط و استمرار انديشهء دينى اين در آن ، تأكيد كرده باشيم . خود آخوند هر چند رسالهء مستقلى در تحليل مشروطه ندارد ، امّا گاه و بىگاه فلسفهء حضور خود را ، آن هم از موضع مرجعيّت شيعه در جنبش مشروطه ، اظهار كرده است . وى در تأكيد بر جلوگيرى از ظلم بر بندگان و تمهيد مقدّمات اجراى شريعت مىگويد : . . . غرض ما از اين همه زحمت ، ترفيه حال رعيت و رفع ظلم از آنان و اعانهء مظلوم و اغاثهء ملهوف و اجراى احكام الهيه - عزّ اسمه - و حفظ و وقايهء بلاد اسلام از تطاول كفّار و امر به معروف و نهى از منكر و غيرها از قوانين اسلاميهء نافعه للقوم بوده است . . . . « 3 » عبارت فوق از استدلال آخوند ، نشان مىدهد كه تقليل ظلم و نيز اجراى شريعت ، دو واجب مورد اهتمام آخوند به عنوان مرجع شيعه است . و از اين حيث ، مشروطه را

--> ( 1 ) . همان ، ص 47 ( 2 ) . همان جا ( 3 ) . مرگى در نور ، ص 160